ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم چرا بیهوده می گویی دل چون اهنی دارم نمی دانی نمی دانی که من جز چشم افسونگر در این جام لبانم باده ی مرد افکنی دارم. ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم چرا بیهوده می گویی دل چون اهنی دارم نمی دانی نمی دانی که من جز چشم افسونگر در این جام لبانم باده ی مرد افکنی دارم. چرا بیهوده می کوشی که بگریزی ز اغوشم از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت اغوشی نمی ترسی؟که بنویسند نامت را به سنگ تیره ی گوری شب غمناک خاموشی بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را لبت را بر لبم بگذار کز این ساغر پر می چنان مستت کنم تا خود بدانی قدر مستی را تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم که سر تا پا به سوز خواهشی بیمار می سوزی دروغ است این اگر پس ان دو چشم راز گویت را چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی؟
یه چی بگم؟ تو دقا*یق فرمودن برای افسردگی شیر گاو رو تو ظرف مس یا سنگی (اگر بود. نبودم هر ظرفی شد) بجوشونین. توش سکنجبین بریزین و با ترکه ی انجیر تازه ی پوست گرفته هم بزنین تا منعقد بشه. آب پنیرش رو به مدت بیست و چهار روز بخورین. طریقه ی خوردنش هم اینه که مریض باید سه بار در روز هربار با یک ساعت فاصله از آب پنیر بخوره و روش هم کمی قدم بزنه. یا تا بیست و چهار روز یا اگر مدت کمتری هم خوب شد که چه بهتر. اگر گرمیش زیاد بود میشه به آب پنیرش هم سنکجبین اضافه کرد. غذای مریض هم بهتر است آب گوشت و شوربا باشد. اگر مزاج گرم است آش برنج و زرشک مفیده.
برای یه نفر تجویز کردم گوش به حرفم نکرد. امروز درست کردم بردم به حلقش کردم. اگر شمام می خواین بگین :)
وای از ای کارا پر زحمت بلد نیستم ... بی خیال ... من افسرده نیستم فقط یه خورده فشرده ام
چکار به بقیه داری از قدیم گفتن چاردیواری اختیاری هر جور دلت خواست بنویس سبک میشی ادم گاهی وقتا احتیاج داره جایی خودشو خالی کنه هر که دوست نداشت نخونه!والا!!
نمیدونم ... به هر حال اینجا یه خورده خانوادگیه خوب نیست اینجا خودم رو خالی کنم
اون قدیما که تو بچه بودی؛بابات یه دوربین روسی داشتن وبرده بودن مکه؛بهشت روی زمین؛عکساش واید بود.بابات وبابام و باباهای دیگه ای که الان هیچکدوم نیستن؛هم اتاق بودن؛به دیوار اتاقشون دوتا پوستر بزرگ بود بامنظره جنگل و دریا و.....یه عکسی بابات گرفتن و ما هم داریم؛بابام وبابات باباشو باباش!کنار دریا!حالا همهشون کنار یه دریایی تو بهشت واقعی دارن حال میکنن.خدا همه را بیامرزه
سلام
خدا بابای شما رو بیامرزه هنوزم یادشون زنده است هیشکی یادش نمیره مرد به این عزیزی و تاثیری که روی زندگی همه ما داشتن
خدا همه رو بیامرزه فکر کنم عکسها رو دیدم
وقتی بچه بودم اون دوربین رو داشتن ... وقتی بزرگ شدم داشتن
هنوزم دوربینه هست و اونا نیستن ببخشین خیلی احساساتی شدم
راست میگین الان یه طرفشون جوب شیره یه طرف جوب عسل ... در خدمت ...
سلام عزیزم گشتم پیدات کرد میس یو ا لات منم یه جا دارم آدرسش کسی نداره هر وقت حال فحش و بد و بی راه دارم میرم اونجا اگه نشناختیتم اوا رودرفورد دلم برای هر دو تای قدیمیمون تنگ شده بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
سلام عزیز چرا میشناختمت به هر حال :) نه عزیز حالم حالی نیست که با غر و پر خالی بشه
فقط باید بگذره
منم دلم برای بنات جدار تنگ شده خیلـــــــــــــــــــــــی
با سلام خدمت مادربچا نه اشتباه شد شکلک من مدیر وبسایت بلاگ اسکای هستم اومدم بگم درخواست های زیادی داشتیم که شما آپ کنین این تغییر شکلکا واسه اینه شناسایی نشم خیلی به صورتم نیگا نکنین شاید واسه این بود ببینین که چقد تو تصمیمتون مصمم هستین واسه آپ کردن-جا نزنین
ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم
چرا بیهوده می گویی دل چون اهنی دارم
نمی دانی نمی دانی که من جز چشم افسونگر
در این جام لبانم باده ی مرد افکنی دارم.
ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم
چرا بیهوده می گویی دل چون اهنی دارم
نمی دانی نمی دانی که من جز چشم افسونگر
در این جام لبانم باده ی مرد افکنی دارم.
چرا بیهوده می کوشی که بگریزی ز اغوشم
از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت اغوشی
نمی ترسی؟که بنویسند نامت را
به سنگ تیره ی گوری شب غمناک خاموشی
بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری
فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را
لبت را بر لبم بگذار کز این ساغر پر می
چنان مستت کنم تا خود بدانی قدر مستی را
تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم
که سر تا پا به سوز خواهشی بیمار می سوزی
دروغ است این اگر پس ان دو چشم راز گویت را
چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی؟
فروغ فرخزاد
خیلی زیبا
ممنون
یعنی "هشت" بشیم؟!
به بَ لگا کن..
فقط حسش نیست
ممنون عزیز که پرسیدی
خداروشکر که فقط حسش نیست ومشکلی نداری!
زودی با بشکنو بالا بیا... قر هم خواستی بدی بد نیست:)))
مرسی خانم :)
بذار بیام قر پیشکش
خدا خوشحالت کنه
قربونت برم خیلی ممنون
یه چی بگم؟ تو دقا*یق فرمودن برای افسردگی شیر گاو رو تو ظرف مس یا سنگی (اگر بود. نبودم هر ظرفی شد) بجوشونین. توش سکنجبین بریزین و با ترکه ی انجیر تازه ی پوست گرفته هم بزنین تا منعقد بشه. آب پنیرش رو به مدت بیست و چهار روز بخورین. طریقه ی خوردنش هم اینه که مریض باید سه بار در روز هربار با یک ساعت فاصله از آب پنیر بخوره و روش هم کمی قدم بزنه.
یا تا بیست و چهار روز یا اگر مدت کمتری هم خوب شد که چه بهتر.
اگر گرمیش زیاد بود میشه به آب پنیرش هم سنکجبین اضافه کرد.
غذای مریض هم بهتر است آب گوشت و شوربا باشد. اگر مزاج گرم است آش برنج و زرشک مفیده.
برای یه نفر تجویز کردم گوش به حرفم نکرد. امروز درست کردم بردم به حلقش کردم. اگر شمام می خواین بگین :)
وای از ای کارا پر زحمت بلد نیستم ... بی خیال ... من افسرده نیستم فقط یه خورده فشرده ام
وقنی حسش نیس .نمیشه نوشت
زود بیاین انشاءالله
من خوبم ...خسته نیستم ... فقط
گاهی دستم به این زندگی نمی رود !!
حر وقط هس داشطی یه صر بحم بذن
جالب بود گاهی دستم به این زندگی نمی رود
به قول ما دزفولیا................مار بچون (یعنی همون مادر بچه ها)........
پاینده باد................
به قول ما کرمونیا سلومت باشین
سلام
نه وللله، ما بی تقصیریم!
یه ضرب المثل وبلاگی هس میگه اگه وبلاگنویس حس و حال نداره سربه سرش نزار ،چماق میخوری
من نبودم یه کلافه دیگه بودا
:)
چکار به بقیه داری از قدیم گفتن چاردیواری اختیاری هر جور دلت خواست بنویس سبک میشی ادم گاهی وقتا احتیاج داره جایی خودشو خالی کنه هر که دوست نداشت نخونه!والا!!
نمیدونم ... به هر حال اینجا یه خورده خانوادگیه خوب نیست اینجا خودم رو خالی کنم
یه دوست دلش از شعرای مولودی بابات می خواست. نمیذاری؟
شاید بذارم ... ایشالا ببینم چی میشه ممنون
برای چیشیز اینگونه اید Hخر؟!
سلام
منم حس خیلی چیز ها رو ندارم
از جمله اپ دوباره
خدا به همه بی حس و حال ها حس و حال بهتر مرحمت بفرماید
آمین
ای بابا!
مادر زلزله و سونامی که هنوز حال نداره که!!!!
بابا ما قر می خوایم یالا...(2)-----> یعنی دوبار خوانده شود:)
به نظرم به پای قر و فر من ننشین پیر میشی غواص عزیز
میام ... یه وقتیش
میگم نکنه شعر ابری نیست بادی نیست رو خوندی
هاا اینی که الان گفتی ای یعنی چَه ؟
اون قدیما که تو بچه بودی؛بابات یه دوربین روسی داشتن وبرده بودن مکه؛بهشت روی زمین؛عکساش واید بود.بابات وبابام و باباهای دیگه ای که الان هیچکدوم نیستن؛هم اتاق بودن؛به دیوار اتاقشون دوتا پوستر بزرگ بود بامنظره جنگل و دریا و.....یه عکسی بابات گرفتن و ما هم داریم؛بابام وبابات باباشو باباش!کنار دریا!حالا همهشون کنار یه دریایی تو بهشت واقعی دارن حال میکنن.خدا همه را بیامرزه
سلام
ببخشین خیلی احساساتی شدم
خدا بابای شما رو بیامرزه هنوزم یادشون زنده است هیشکی یادش نمیره مرد به این عزیزی و تاثیری که روی زندگی همه ما داشتن
خدا همه رو بیامرزه فکر کنم عکسها رو دیدم
وقتی بچه بودم اون دوربین رو داشتن ... وقتی بزرگ شدم داشتن
هنوزم دوربینه هست و اونا نیستن
راست میگین الان یه طرفشون جوب شیره یه طرف جوب عسل ... در خدمت ...
الهی آمین
حالشم میاد!
میاد ...
سلام عزیزم گشتم پیدات کرد میس یو ا لات منم یه جا دارم آدرسش کسی نداره هر وقت حال فحش و بد و بی راه دارم میرم اونجا اگه نشناختیتم اوا رودرفورد دلم برای هر دو تای قدیمیمون تنگ شده بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
سلام عزیز چرا میشناختمت به هر حال :) نه عزیز حالم حالی نیست که با غر و پر خالی بشه
فقط باید بگذره
منم دلم برای بنات جدار تنگ شده خیلـــــــــــــــــــــــی
بوس
ای بابا یو که بازم نه آپیدیه
منو بگو با چه امیدی اومدم...حالا جواب مردومو چی بدم؟
راستش صبح یه سری آپ فرمودیم ولی اینترنت گازوییلیمان گند زد به پست همایونی
بعد نتیجه گیری فرمودیم که ای مادر حتما صلاحی در کار بود
به این ترتیب دلداری دادیم سوختگی های همایونی را
دلم برات تنگ شده

به ب لگا کن
قربون شما دل به دل راه داره
چشم تگاهم به شماست
با سلام خدمت مادربچا
نه اشتباه شد شکلک


من مدیر وبسایت بلاگ اسکای هستم
اومدم بگم درخواست های زیادی داشتیم که شما آپ کنین
این تغییر شکلکا واسه اینه شناسایی نشم خیلی به صورتم نیگا نکنین
شاید واسه این بود ببینین که چقد تو تصمیمتون مصمم هستین واسه آپ کردن-جا نزنین
اوه مای گاد ....
احترام میذاریم 
مأمور مخصوص حاکم بزرگ
خیلی ممنون ... روحیه گرفتم هو اِوِر یو آر ... :)
ایشالا می نویسم
بازم ممنون
وبلاگ همایونی را آپیدیم لطفاْ به بَ لگا کنید
او وِ دَ ... = اومدم
خب حتما صلاح نیست............ولی همیشه قبل از تایید کپی کن..........ا این بلاها زیاد سرم اومده
لینک شدی
ممنون
بله معمولا یادم میمونه که کپی کنم ولی این بار ... خب لابد صلاح نبود ... ولی راستش حسش یه نیم ساعت اومد و باز رفت
مرسی
ای بابا نیومدین که ...........
راستی نماز روزه هاتونم قبول .التملس دعا
سلام نماز و روزه های شما هم قبول ایشالا .. ببخشین من یه خورده هنگ کردم کم کم خوب میشم ... ممنون
بازم که آپ نیستی نکنه بازنشست شدی؟
وبلاگ همایونی را آپیدیم لطفاْ به بَ لگا کنید
نه بازنشست نشدم ولی دچار هنگ کردگی مفرط شدم ... میام
سلام احوال شماااااااااا
یه خورده از نوشته ها رو خوندم . همیشه خوش و شنگول و منگول باشید.
محمد
سلام
ممنون
به همچنین