ای اشـک بیا بــه دیــدگــانـم ای آه بــسـوز جـسم و جانم
این گـفته چگونـه بـاز گــویـم ای خـاک سـیاه بـر دهـانـم
فرموده حســین از ره لـطـف من کـشتـه اشـک دوستــانم
ای اشک , تو نزدمن عزیزی ( بـر دیـده روشـنت نـشانم )
آنـگـاه بـرآرمـت بـه رخـسـار در راه حســــین بـر فشانم
یـارائی یـاریـــــش نـــدارم هـم نصـــرت او نـمی تـوانـم
نـادانـی و غـفلـت و تـسـاهـل ایـن اسـت تـمـام داسـتـانـم
افـتـاده کـسـی بـه دام دنیـــا خواهید اگرش نشان , من آنم
با این هـمه یک حسـین دارم امـیـــد شـفــــاعـت و امـانـم
ای وای اگــر بر او نگـــریم یـــا حـرمـت مـاتـمــش نـدانـم
فرموده حسین از ره لطف
من کشته اشک دوستانم
بابا
التماس دعا !
دعا گوییم و محتاج دعا
این شعر عجیب اشک آدمو در میاره...
اونجا روضه هاجای ما رو خالی کنین...
(متاسفانه بلاگفا یه بلایی سرش اومده نمی دونم چرا اینجوری شده...دعا کنین زود درست بشه من میخوام آپ کنم!) :(
سلام
جای شما خالی
ایشالا بتونی آپ کنی این سرور ها معمولا هر چند وقت یک بار باید همه رو سر بدوونن
مصراع اول این شعرو سرچ کردم رسیدم اینجا.
سلام