مادر بچه ها

تازگیا نوشتم
با چه رویی ؟
بارون
I'm back
همایون سال نو
ستاد انتخابات
مرض داریم
ربیع الاول
قصه های شبونه
بنفشه ای
باشگاه استعداد های بی همتا
فرفره
beware
بچگیا
بازی می کنیم..............
بگو ای یار....

صندوق خونه
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
خرداد 1387

موضوع بندی

روزانه

هر وقت بتونم می خونم
گـل فروشـی  شمسـی خـانوم جون
مـینیمـال ها و طـرح های رضا ناظم
افندوک نامه های قزن قفلی
پــنــیـر خــامــــه ای
one man's blog
خـان داداشـم
anonymous
سرو ناز
یاس
بلوط
نگارین
خـواهرانـه
بـی نــظـیـــر
ســایــه  روشـــن
و اینک آسمان از آن منست
وب نوشته های ناتور و دکمه گم شده
داســتــانــهای  مـحـمـد رضا
تـارا ستـاره کـمـیـاب
حرف های ته دل
اســپـــاگــتــی
صبح دل آویز
دیـــوانـــه
اوهام
ترنج
عکــــس
بدون امضاء
هـمـه روز هـام
بــیـــد مــجـنــــون
پــرنــسـس جـــنـــــی

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.

خبرنامه

نام کاربری

جستجو در وبلاگ


چند نفر قدم رنجه فرمودن؟ 6414

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com
مرض داریم

 

 

 

سلام خواهر چی بگم چی بشنوی از اوضاع و برنامه های ما که مثل یه کلاف در هم پیچ پر گره (ور هم شور ) همچی چیزی شده .... از صبح کلاس آشپزی بعدش یه سری به دوستمون قهوه بخوریم دلمون تنگ شِده بید وا بشه...

 

بعدش بدو بیا خونه مثل ... دستپاچه یه نهاری ور سر بکش  آق مهندسو همطو ول کن تو خونه برو کلاس عربی ٬نعم یا حبیبتی ها یه همچین چیزی ...

 

بعد از کلاس بدو بدو بوتیک لیدا خوب اونم که از نماز شب واجب تره ..

 

بعد با بر و بکس برو زامون یه بنده خدایی که از ۴-۵ روز پیشش تو رو دعوت کرده برای زامون خودش خوب بیچاره اونم دل داره ....

 

بعد برو خونه دختر دایی از صبح بهش قول دادی نمیشه نری برو بنشین به به چه مهمونای عزیزی چه صاب خونه عزیزی آخ جون خوش میگذره  اگه این گلو درد لامصب بذاره ( استغفرلا گوشاتونه بگیرین )

 

بعد بیا خونه بچه تب دارت رو تحویل بگیر از صبح ندیدیش خودتم که از سر درد و گلو درد داری می میری ...

 

 

 

فردا هم باز روز از نو روزی از نو....

 

برو بانک پول بگیر بدوبدو برو اون سر شهر صاب مرده قبل از عید شلوغ پلوغ چند تا کادو مونده نگرفتی . کادو ها رو بخر ... اوف. ته کیف پولم درد گرفت ...

 

بعد بر گرد این سر شهر برو کلینیک پیش دکتر جونت دکتر گرفتاره بیچاره یک ساعته رفته توی حلق یه دختره حجومت ( حجامت ٬ حکایت از انزجار میکنه ) بد بخت آندوسکوپی در نمیاد هی ما بکش دخترو بکش ٬ ما بکش دخترو بکش ...

 

نه بابا قوز کردیم تو لابی تا دکتر از تو حلق دخترو در اومده ٬ حالا هشکی نیست بگه تو مگه مرض داری برا یه سرما خوردگی معمولی حتما باید بری پیش دکتر متخصص آندوسکوپی؟

 

خوب مرض دارم دیگه..

 

بعد یک ساعت و نیم رفتیم دکتر سه سوت معاینه کرده نسخه مونه پیچیده رفتیم استوندیم ( گرفتیم ) بعد سوپر و برگشتیم خونه

 

 آق مهندس داشت سس سالادو میزد خداخیرش بده ...

 

بدو بدو اسباب نهار بذار نهار بخور ...

 

بچه مریضت رو بخوابون خودت هم به شدت احساس مریضی می کنی ...

 

هاااااااااااااااااااااااااااان نگفتم تو راه همه این کلافه گردی ها زنگ زدم مهمونم دعوت کردم ( جوش نزنین ساندویچشون میدیم )

 

بعدش افتادم توی آشپز خونه کیک پختم بعد هزار و اندی سال .. دسر پودینگ کارامل درست کردیم آخه باید معلوم بشه کلاس آشپزی میریم ... روی کیکمونم کرم شکلاتی آسان دادیم...

 

سالاد .. میوه ...

 

زینـــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ.. مهمونا اومدن

 

یه ساعت نشستن خیلی هم داشت خوش میگذشت که زلزله الممالک شروع به جیغ کشیدن کرد از نوع بنفش متمایل به سیاه!!!!!!!!!!

 

هیچی مهمونا دماشون رو گذاشتن روی کولشون و دو تا پا داشتن چار تا دیگه قرض کردن و الفرار..

 

 توضیحا ... مریض تشریف داریم ... خوب که شدم میام از دلتون در میارم

 

 

 

07:49 AM | مادر بچه ها | فرمایشی باشه [9]