|
عشق بازی کار هر شیاد نیست این شکار دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است طالب حق را ٬ حقیقت لازم است
عشق از معشوق٬ اول سر زند تا به عاشق جلوه ی دیگر کند
تا به حدّی که برد هستی از او سر زند صد شورش و مستی از او
شاهد این مدّعی خواهی اگر بر حسین و حالت او کن نظر
روز عاشورا در آن میدان عشق کرد رو را جانب سلطان عشق
بار الها ٬ این سرم این پیکرم این علمدار رشید این اکبرم
این سکینه این رقیه این رباب این عروس دست و پا خون در خضاب
این من و این ساربان این شمر دون این تن عریان میان خاک و خون
این من و این ذکر یا رب یاربم این من و این ناله های زینبم
پس خطاب آمد ز حق کی شاه عشق ای حسین ای یکه تاز راه عشق
گر تو بر من عاشقی ای محترم پرده بر کش ٬ من به تو عاشق ترم
غم مخور ٬ که من خریدار تو ام مشتری بر جنس بازار تو ام
هر چه بودت داده ای در راه ما مرحبا ٬ صد مرحبا ٬ خود هم بیا
خود بیا که م یکشم من ناز تو عرش و فرشم ٬ جمله پا انداز تو
لیک خود تنها نیا در بزم یار خود بیا و٬ اصغرت را هم بیار
خوش بود در بزم یاران بلبلی خاصه در منقار او برگ گُلی
خود تو بلبل ٬ گُل علی اصغرت زود تر بشتاب سوی داورت .
ناصر الدین شاه قاجار
از خودم خجالت می کشم که این شعر که سالهای سال در انواع و اقسام عزاداری های حضرت سید الشهدا (ع) شنیده بودم تا به حال حتی فکر نکرده بودم که شاعرش کیست.
خیلی برام جالب بود وقتی در کتابی این شعر آشنای همیشگی رو به همراه اسم ناصر الدین شاه قاجار خوندم !!
ببخشین بی سوادی من رو به با سوادی خودتون !!!
خداحافظ
|