X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 10 دی‌ماه سال 1386

معارفه

اولا سلام

دوما جونم براتون بگه خانوما و آقایون محترمی که شما باشین , ما چندین و چند وقت بود که وبلاگ نویسی رو کنار گذاشته بودیم واسه بچه داری و کار و زندگی . ولی از وقتی که وبلاگ خیلی خیلی زیبای
شمسی خانوم رو دیدم بد جوری قلقلکم شد که دوباره بیام و چار کلوم بنویسم . واااااااا

مگه ما چی مون از بقیه کمتره ؟ تازه یه چیزاییمون بیشتر هم هست

1 : سه تا بچه داریم

2 : بلا نسبت سن و سالی ازمون گذشته . هیجده و خورده ای ساااال

3 : تازه فونت فارسی رو هم از وبلاگ نویسی قبلنی مون یادمونه .

راستش خواهر قصد رو کم کنی ندارم چون کم می آرم فقط شاید این قلقلکه یوخده آروم بگیره .

والا قدیم ندیما ما با بلاگ سکای سر و سری داشتیم ولی الان که اومدیم وبلاگ تازه باز کنیم چشمتون روز بد نبینه عینهو این تازه به دورون رسیده ها هی به هر گوشه ای سرک می کشیم بلکم یه جای آشنایی ببینیم این عقده 5-4 ساله رو توش خالی کنیم نیست که نیست . بابا عجب عوض شده ها !!!

تازه شم باید یه آدم خیر پیدا کنم بیاد واسه مون یه تم بک گراند اختصاصی درست کنه ما از اینایی که موجود بود دل خوشی نداریم .

جانم؟!!!!! بله ؟ ببخشین این تهاجم فرهنگی رو نمدونم چیکارش کنم . منظورمون قالب وبلاگ بود از دهنمون در رفت . بسوزه پدر این خارج .

خلاصه ...

راستی ما بگیم ما خونه دار ها مجبوریم از خونه زندگی مون بنویسیم چون از دنیای بیرون بل کل ایزوله ایم . پس بذارین خودمون رو معرفی کنیم . ( من وقتی فعل جمع به کار می برم منظور اهمیت وجودی خودم که نیست !!! نعوذ بالله منظورم خانواده من و بقیه .... هست )

پس اول آق بالا سر آق مهندسن که معمولا تشریف ندارن . پس فکر نکنم نقش زیادی رو ایفا کنن

دیم : چاکرتون مادر بچا

سیم : دختر اولی که نه سالشه و خیلی خانومه پس بهش می گیم : خانوم خانوما شایدم خانوم باجی . تا ببینیم چی پیش میات

چهارم : دختر وسطی که از دهنش عسل می ریزه بهش می گیم : عسل

پنجم و آخری هم جناب زلزله الممالک آق پسر گلمون که فقط اسم زلزله مناسب احوالاتشونه




بله؟!! نه فکر کنی ما خیلی از ذاتمون می گذره !!! ایـــــــــــــــش مارو زود شوهر دادن خواهر .

الان هم سن و ذاتای ما تازه دارن به فکر شوهر کردن می افتن . ما ساده بودیم زود زیر بار رفتیم . گرچه باز م خدا رو شکر نا راضی نیستیم .

سیما : آقا قدیم ندیما اینجا ها از این شکلکا بود که شدت احساساتمون رو باهاش بروز میدادیم کسی ندیدتشون ؟
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان